انیمه بعد از اینکه گفتم "اینجا رو به من بسپار، تو برو!" و ده سال گذشت، به یک افسانه تبدیل شده بودم. قسمت 1
جادوگر لاک باور دارد که این پایان کار است. او که توسط شیاطین قدرتمند محاصره شده، فداکاری بزرگی میکند و در حالی که دوستانش فرار میکنند، حملهی آنها را عقب میراند. لاک بدون خواب و استراحت، در برابر برخورد شمشیرها، باران خون و جریان بیپایان دشمنان مقاومت میکند. برخلاف تمام احتمالات، او فرمانده را شکست میدهد و پیروز بیرون میآید، اما متوجه میشود که در این بین ۱۰ سال کامل گذشته است. علاوه بر این، بدنش از نظر سنی به عقب برگشته و به نظر میرسد که فقط یک نوجوان است.
پس از پیروزی، لاک به زودی با دوستانش، قهرمان اریک ایمگارد مندیریوال و جنگجو گوران مورتون، دوباره متحد میشود. از آنجایی که آنها باور داشتند لاک مرده است، اطمینان حاصل کردند که نام او به عنوان یک قهرمان در تاریخ ثبت شود و خودشان را برای سرکوب ظهور شیاطین آماده کردند، بیخبر از شاهکار لاک. با در نظر گرفتن همهی اینها، لاک فقط یک زندگی آرام میخواهد، بنابراین به عنوان یک ماجراجوی تازهکار با نام لاک ثبتنام میکند و سفری را در کنار همراهان جدید آغاز میکند.
نظرات (۳)